: ۱۴۰۰/۱۰/۱۰ : ۶۹
تعداد رای : ۲

روایت توسعه و تجاری سازی یک نانوداروی ضدسرطان (بخش دوم)

دکتر محمودرضا جعفری استاد ممتاز گروه نانوفناوری دارویی دانشکده داروسازی دانشگاه علوم پزشکی مشهد هستند. ایشان در ردیف دانشمندان یک درصد برتر جهان قرار دارند و نتیجه تحقیقاتشان انتشار مقالات و ثبت اختراعات متعدد داخلی و خارجی بوده است. فعالیتهای تحقیقاتی و فناورانه دکتر جعفری در حوزه نانوداروها با تأسیس شرکت اکسیرنانو سینا در سال 1388 ادامه یافت. تولید صنعتی کپسول نانوکورکومین برای تقویت سیستم ایمنی، ژل موضعی سیناآمفولیش برای درمان بیماری سالک و نانوداروی ضدسرطان سینادوکسوزوم از مهمترین دستاوردهای این شرکت می‌‌باشد. در راستای واکاوی تجربیات دکتر محمودرضا جعفری در جریان توسعه و تولید محصولات مذکور، انتشارات الگونگار پیشرفت مصاحبه هایی را با ایشان برگزار کرده اند که در ادامه مشروح بخش دوم آن تقدیم حضورتان می‌شود. لازم به ذکر است روایت کاملی از این موفقیت ها در کتاب «نانو تراوا، روایتی بدیع از توسعه و تجاری‌سازی یک فناروی دارویی» نوشته سید مجتبی قافله باشی و سعیدحسین رفیعی توسط انتشارات الگونگار پیشرفت در سال 1397 به چاپ رسیده است.

طرح ارائه شده‏ شما به وزارت بهداشت در سال 84 چه بود و به چه نتیجه ای رسید؟
معاونت پژوهشی وزارت علوم طی فراخوانی به سرتاسر کشور از هرکسی که طرحی در حوزه نانو داشت درخواست کرد تا طرح خود را ارائه دهد. من طرحی درمورد واکسن لیشمانیوز که برای جلوگیری از بیماری سالک کاربرد دارد ارائه دادم. این طرح نتایج بسیار خوبی داشت اما به مرحله تولید نرسید. زیرا به طور کلی تولید واکسن و به ویژه واکسن از مرحله صفر، بسیار مشکل است. در تمام دنیا تولید واکسن از درمان بیماری بسیار سخت تر است.

 

نحوه اتصال شما به واحد تولیدی سبحان چگونه بود؟
بعد از اینکه ما شرکت اکسیر نانوسینا را تاسیس کردیم به اتفاق آقای دکتر رضایت دیداری با دکتر جمشیدی رئیس هلدینگ داشتیم. با توجه به ارتباط خوب دکتر رضایت با دکتر جمشیدی، بیشتر کارها تسهیل شد و دکتر جمشیدی موافقت کرد در صورت سرمایه گذاری ستاد نانو و تامین مواد اولیه، شرکت سبحان انکولوژی خط تولید خود را در اختیار قرار دهد. بعد از این موافقت کلی بین ستاد و هولدینگ سبحان، من و دکتر رضایت و دکتر دباغیان به رشت رفتیم و با آقای دکتر زرگرزاده مدیرعامل سبحان انکولوژی دیدار داشتیم. پس از این دیدار همکاری دوجانبه به طور جدی پیگیری و در نهایت به امضای تفاهم نامه ختم شد. این تفاهم نامه به قراردادی بین شرکت اکسیر نانو سینا و سبحان انکولوژی رسید و ما کار تولید را شروع کردیم.

 

حضور ستاد نانو در این بین چه تأثیری داشت؟
هنگامی که من به تنهایی به سبحان مراجعه کردم، این شرکت خیلی رغبت به همکاری با من نداشت. آنها تصور می کردند که این طرح به نتیجه نخواهد رسید. اما وقتی به عنوان یک شرکت و با وجود دکتر رضایت و حمایت ستاد نانو جلو رفتیم نگاهشان بسیار تغییر کرد. تأسیس شرکت و حمایت های مالی ستاد، منجر به عقد قرارداد همکاری شد.

تفاوت های تولید آزمایشگاهی و تولید صنعتی در چیست؟
روش های تولیدی در آزمایشگاه با روش های صنعتی متفاوت است. حجم تولید از چند میلی لیتر به 10 تا 20 لیتر تغییر می کند. ما پروسه های تولید صنعتی که بسیار زیاد هم هست را در سبحان انکولوژی ستاپ کردیم.

 

تا رسیدن این محصول به بازار، چه تست هایی را باید پشت سر می گذراندید؟
این دارو یکی از سخت ترین فرایندهای ساخت را دارد. ما باید تست تک تک روش های تولید را انجام می دادیم. در رابطه با آنالیزها وقتی هر دارویی را تولید می کنیم یک برگه آنالیز دارد. برخی تست های بسیار خاص در مورد این دارو باید حتما انجام بشود. مهم ترین آنها تست های تعیین مقدار دارو و تست درصد محصول سازی است. این تست ها در شرکت داروسازی سبحان انجام شد. شرکت سبحان دستگاه تست اندازه گیری سایز ذره ای را نداشت به همین علت این تست در دانشگاه علوم پزشکی مشهد انجام می شد. در عوض شرایط و تجهیزات تست های استریلیتی و اندوتوکسین، در سایت این شرکت فراهم بود و به راحتی آن را انجام می دادند.  

 

آیا فرآیند انجام این تست ها و پذیرش وزارت بهداشت به سرعت انجام شد؟
این ارتباط اصلا ساده پیش نرفت و حدود یکسال و نیم طول کشید. ما تست های زیادی انجام دادیم که برخی هنوز هم درحال انجام است. مثلا یکی از کارشناسان بسیار خوب در اداره غذا و دارو که قبلا در مورد لیپوزوم فعالیت کرده بود، ما را ملزم کرد تا تمام تست های مرتبط با اف دی ای را انجام بدهیم. انواع مطالعات رهایی، درصد محصول سازی، توزیع بافتی در حیواناتی که تومور دارند و مطالعات اندازه گیری سایز و توزیع اندازه گیری ذره ای در مقایسه با داروی اصلی توسط ما انجام شد و بعد از آن اجازه حضور پیدا کردیم. یعنی از شهریور 89 که اولین حجم در مقیاس آزمایشگاهی را تولید کردیم و پس از تکمیل مطالعات پایداری و تکمیل پرونده­ی دارویی سی تی دی و جوابگویی به سوالات متعدد وزارت، اجازه حضور موقت یکساله به ما داده شد. هنوز هم از ما خواسته می شود تا تست های جدید که تازه در دنیا مطرح شده اند همچون تست کمپلمان را انجام دهیم، یا درخواست عکس میکروسکوپ الکترونی کرایو دارند؛ در حالی که در آن زمان از ما عکس معمولی میکروسکوپ الکترونی می خواستند. با توجه به اینکه امکان این نوع عکسبرداری در ایران وجود نداشت، محصول را به شرکتی در تایوان فرستادیم تا این تست را برای ما انجام دهد. اگر دارو مثل داروی درمان سالک جدید باشد زمان تایید مجوز آن بسیار طولانی تر می شود. زیرا تمام مراحل را باید از صفر شروع کرد که بسیار زمان بر است. فرآیند اثبات همسنگیِ دارو، حداقل 1.5 تا 2 سال زمان می برد.

 

ارتباط شما با استاد راهنما چگونه بود؟
پس از تحقیق زیاد برای انتخاب محل فرصت مطالعاتی و شناسایی پروفسور سوزوکا، مدت ها قبل از دوره فرصت مطالعاتی با این استاد ارتباط برقرار کرده بودم. تعامل ما به حدی بود که بعد از طرح درخواست از سوی من، سوزوکا به فاصله ی چند ساعت جواب خود را برای ارسال و با درخواستم موافقت کرد. در حوزه ی لیپوزوم پروفسور سوزوکا تجربه تقریبا 40 ساله دارد و جزء نفرات اول است. از حدود سال 1980 مقالات او در مورد لیپوزوم چاپ شده است. من اصول تهیه لیپوزوم را از ایشان آموختم. گرچه موضوع رساله دکتری من لیپوزوم بود اما اصول بسیار صحیح تر را در آزمایشگاه مجهز سوزوکا آموختم. البته من الان  آن تجهیزات را در آزمایشگاه خودم آن دارم. من از سال 1993 تا2005 یعنی 12 سال لیپوزوم کار کرده بودم و بعد به امریکا رفتم اما یکسالی که در آنجا بودم. اصول بسیار صحیح تری را یادگرفتم و هنگامی که به ایران بازگشتم، بسیار برای من مفید بود. او در آزمایشگاه خود انواع انواع مدل های تومور حیوانی را داشت که در آن زمان در ایران موجود نبود. مثلا من ایجاد تومور در موش را در آزمایشگاه او آموختم و بعدها در مشهد ستاپ کردم.

او از نظر اخلاقی انسان فوق العاده مثبتی بود و راهنمایی های بسیار درستی به من می کرد. برای دانشجویان وقت صرف می کرد و با حوصله به سوالات توجه می کرد و مسائل را به خوبی توضیح می داد. ما همکاری خوبی باهم داشتیم و من دو پروژه خیلی بزرگ را برای او جلو بردم. این دو پروژه تلاش برای تاثیر بهتر لیپوزوم داکسوربیسین با نوعی لیپید خاص و تلاش برای بهبود خاصیت فرم لیپوزومی آمفوتریسیرین B بود. من ابتدا چند ماهی را در پروژه ی آمفوتریسین B مشغول بودم. بعد دریافتم که داکسوربیسین بسیار مهم است،  و به استاد راهنما پیشنهاد دادم که در پروژه ی داکسوربیسین هم شرکت کنم. ثمره ی فعالیت های ما در یک نشریه با ایمپکت 11 چاپ شد که این مقاله معتبرترین مقاله درمیان کارهای من است.

 

نقش دانشجو در استفاده از چنین فرصت هایی چیست؟
خود شخص دانشجو هم باید تلاش کند و تشخیص دهد چه چیزی به کار او و کشورش می آید. نه آنکه پروژه ای با سطحی علمی بسیار بالا کار کند که فقط برای مراکز علمی و صنعتی خارج کشور قابل استفاده باشد.

 

آیا برای این دارو مشکلی در ثبت پتنت داشتید؟
مدت اعتبار پتنت داروی داکسیل در سال 2010 به پایان می رسید. من می دانستم تا ما شرایط اولیه برای تولید را فراهم کنیم، اعتبار پتنت این دارو تمام خواهد شد.

 

به فکر فروش دانش فنی هستید؟
بله و مذاکراتی هم شده است. کشور های آسیای جنوب شرقی مثل سنگاپور و سریلانکا بیشتر در مذاکرات ما هستند. در مورد کشور سریلانکا پیشنهاد از سمت آنها بود تا دارو را استفاده و کم کم امکانات تولید را فراهم کنند و ما دانش فنی را به آن ها بفروشیم. اما به کشور سنگاپور خودمان پیشنهاد دادیم. این کشورها بیشتر به دلیل مزیت قیمتی سینادوکسوزوم نسبت به داکسیل به فکر خرید از ما افتادند.

 

آیا در تهیه تجهیزات به مشکل خاصی برخورد کردید؟
برای تولید این دارو به تجهیزات بسیار زیادی نیاز است که عملا در ایران تولید نمی شود. هموژنایزرها و اکسترودرهای خاصی که برای این دارو نیاز است باید از خارج خریداری می شد. شرکت سبحان از قبل یک دستگاه را داشت که ما از آن استفاده کردیم و بعد مجبور شدیم دستگاه های تکمیلی همچون یک دستگاه اکسترودر و یک دستگاه الترا فیلتریشن بگیریم.

 

چطور با شرکت مینو آشنا شدید و مزایا و معایب همکاری با این شرکت چیست؟
 دکتر رضایت  نشستی  2-3 ساعته در ستاد نانو با حضور فناوران و مدیران  صنایع بزرگ دارویی و با هدف آشنایی فناوران با شرکت های بزرگ ترتیب داده بود. در آن جلسه قرار بود من طرح خود را ارائه کنم. دکتر رضایت شرکت مینو را از قبل می شناخت و به من گفت بعد از ارائه با آقای سجاده چی در مورد محصول خود صحبت کنم. ما در آن زمان، فعالیت­های تولیدی سینا آمفولیش را در شرکت رازک پیش می‏بردیم اما چون شرکت رازک جی ام پی داروهای موضعی را نداشت ما برای تولید مجبور بودیم به واحد صنعتی دیگر برویم. آقای سجاده چی انسان بسیار شریفی بودند و با رئیس هیئت مدیره ما، دکتر دباغیان از زمان اسارت خود در عراق آشنا بودند. در آن جلسه من با ایشان صحبت کردم و ایشان هم از طرح من بسیار استقبال کرد. بعد از ورود به مینو ابتدا آمفوتریسیرین B و بعد از آن کورکومین را به مرحله تولید رساندیم. 

 

در این همکاری چه چالشهایی را تجربه کردید؟
قبل از همکاری با مینو، 3 بَچ 5 کیلیویی از داروی کورکومین را در شرکت دارویی رازک تولید کرده بودیم. در حین فرآیند تولید در شرکت مینو، هموژنایزر خراب شد و تولید نیمه کاره ماند. یکی از همکاران پیشنهاد کرد تا از دستگاهی در شرکت مینو که شبیه دستگاه تولید کننده ی بَچ های اولیه در شرکت رازک بود، استفاده کنیم. من مکانیزم دستگاه را بررسی کردم و دیدم از سیستم رتور – استاتور ساخته شده و ساز و کاری شبیه همان دستگاه دارد. چون در میانه کار بودیم، با توکل به خدا تصمیم گرفتیم موارد را با این دستگاه هموژنایز کنیم. شرکت مینو دستگاه مربوط به تست ذره ای را نداشت درحالی که ما نیاز داشتیم مرتبا این تست را انجام دهیم. از قضا امکان این تست در شرکت دارویی توفیق که در چند کیلومتری شرکت مینو واقع شده بود، وجود داشت. به همین دلیل من به همراه آقای منتخبی مجبور بودیم برای مطمئن شدن از نتیجه کار چندین مرحله نمونه را برای تست به شرکت دارویی توفیق ببریم تا مطمئن شوم این دارویی که در حال تولید آن هستیم همان دارویی است که قبلا تولید کرده ایم. خوشبختانه این فرآیند به درستی انجام شد. پیش از این شرکت مینو نوع بزرگتر و با حجم 1 تن از همین دستگاه را خریداری کرده بود. ما هم در مراحل بعدی یه جای استفاده از آن هموژمایزر خاص، مستقیما کار خود را با این دستگاه انجام دادیم و حالا هم از این دستگاه استفاده می کنیم.

 

چرا بخش عمده ای از سهام شرکت را واگذار کردید؟
چون من 2 فرآورده برده بودم برای تولید، به ازای هر فرآورده حدود 15 درصد تعلق می گیرد. سرمایه  مطلب بسیار مهمی است. قبل از آنکه من با ستاد آشنا شوم 2 سال درگیر به ثمر رساندن طرح بودم اما نتیجه خاصی نگرفته و عملا به بن بست رسیده بودم. با سرمایه گذار و حمایت های ستاد نانو توانستیم دارو را تولید کنیم. من دو فرآورده برای تولید به شرکت آورده بودم و به ازاء هر فرآورده، 15 درصد سهام تعلق گرفت. این میزان سهام در تمام دنیا طبیعی است.

 

آیا دانشگاه علوم پزشکی مشهد از موفیقیت این دارو سهمی می برد؟
خوشبختانه خود ستاد نانو و معاونت فناوری ریاست جمهوری راه کاری تعبیه کرده اند که بسیاری از مشکلات را حل کرده است. آن ها تصمیم گرفتند در قبال دانش فنی که از دانشگاه خارج می شود، 5 درصد از فروش شرکت از طرف معاونت علم و فناوری رئیس جمهور به دانشگاه اهدا شود. این کار حمایت بسیار خوبی است. مثلا در خصوص شرکت اکسیر نانو سینا 5 درصد از فروش شرکت رقم بسیار بالایی است. دانشگاه نیز در اقدامی بسیار مناسب این میزان دریافتی را به مرکز تحقیقات واگذار می کند تا مجددا دستاورد های جدید ایجاد کنند. اگر این مثلا 100 تا 200 میلیون وارد بودجه دانشگاه شود کاملا گم می شود اما وقتی مستقیم به مرکز تحقیقات ما وارد می شود بسیار تاثیر گذار است.

 

چه افرادی در شرکت سبحان کمک یار شما بوده اند؟
چند نفر در شرکت سبحان بسیار به ما کمک کردند. اول آقای مهندس مقیمی بود. ایشان فرد بسیار باهوشی است که سابقه حضور در صنعت دارو را هم دارد. من هرکدام از آنالیز ها به مهندس مقیمی یاد می دادم، روش اصلی را می گفتم و خود ایشان با تحقیق و بررسی روش های بهتری را پیدا می کرد و حتی برخی از فرآیندها را بهتر از خود من انجام داده است. نفر بعدی آقای مهندس سلیمانی و از نیرو های فنی شرکت سبحان بود. مهندس سلیمانی دست به آچار بسیار خوبی داشت و هر مشکل فنی که داشتیم را برطرف می کرد. بارها شده که دستگاه ما دچار مشکل می شده است و اگر مهندس سلیمانی نبود، عملا تولید بعضی بچ ها را نمی توانستیم تمام کنیم. او تمامی دستگاه ها را می تواند کاملا باز و بسته کند. آقای سلیمانی فوق العاده است. در ابتدا فقط مهندس سلیمانی با من بود و بعضی شب ها تا 12 شب در سبحان کنار من می ماند و بعد می رفتیم. آقای دکتر فرزانه فر مدیر داخلی بود و تجربه صنعتی داشت. ما قبل از عقد قرارداد با ایشان کار می کردیم که در ستاپ پروسه ها به ما کمک بسیار زیادی می کرد.

 

از نظر شما گلوگاه های فرآیند تولید این دارو چیست؟
ابتدا انسان باید اطمینان داشته باشد که محصول درستی برای تولید دارد و سپس فعالیت را شروع کند. همچنین باید به شخص فناور اعتماد کنند و برایش سرمایه گذاری کنند. همچنین همکاری کارخانه که تولید در آن صورت می گیرد بسیار مهم است. اگر این همکاری وجود نداشته باشد به شدت دچار دردسر خواهید شد. مثلا اگر قرارداد را به اجبار امضا کرده باشند، در تولید به مشکل برخواهید خورد. از نقش وزارت بهداشت هم نباید غافل شد. حمایت وزارتخانه از فرآورده های های تک، باعث پیشبرد کار ما شده است. همچنین فراهم آوردن مواد اولیه و تجهیزات مورد نیاز هم بسیار مهم است. مثلاً ما هرکدام از این دستگاه ها را با یک دردسری وارد کردیم. به دلیل تحریم بسیاری از این دستگاه ها را به ما نمی فروختند. ما مجبور شدیم شرکت ثانی پیدا کنیم تا دستگاه را به نام یک کشور ثانویه بخرد و بعد ما دستگاه را از این شرکت تحویل بگیریم. ما امکان انجام برخی از آنالیزها را در ایران نداریم و به دلیل تحریم فرستادن دارو به خارج و آنالیز کزدن آن بسیار سخت است. فرآیند تولید این دارو بسیار پیچیده است که در اختیار هرکسی هم نیست. من برای انجام یکی از تست ها از سال 1392 مشغول جست و جو هستم تا در دنیا مرکزی برای انجام تست کرایو پیدا کنم. حاضر بودم هر مبلغی را هم برای آن بپردازم. نهایتا در امسال (1395) توانستیم شرکتی را در نمایشگاه نانو چین پیدا کنیم که این تست را برای ما انجام دهد. با پیگیری های ستاد نانو بالاخره با تحمل دردسرهای بسیار زیاد توانستیم دارو را با تمهیدات ایمنی به چین بفرستیم تا آنها نیز دارو را برای آنالیز به تایوان ارسال کنند. ارسال دارو که باید به صورت سرد انجام شود و همچنین به دلیل سمی و ضد سرطان بودن این دارو و قرار داشتن در ظرف های شیشه ای که احتمال شکستن آن ها وجود دارد کار بسیار سختی بود. در کشور ما که تحریم ها جدی است، همه چیز گلوگاه محسوب می شود.

پاسخ به نظــر بازگشت به حالت عادی ثبت نظر

Captcha