: ۱۳۹۷/۰۸/۰۲ : ۲۴۴
تعداد رای : ۱

شکل گیری سرمایه اجتماعی نانو با شفافیت و ثبات در سیاست‌ها

گفتگو درباره سند اول ده ساله توسعه فناوری نانو بهانه‌ای برای کاوش درباره سیاست‌ها و تفکرات مدیران و سیاست‌گذاران توسعه نانو در کشور است. مهندس صابر میرزایی را باید یکی از پایه‌گذاران اصلی ستاد ویژه توسعه فناوری نانو دانست. او متولد 1340 تهران است. مهندس میرزایی در سال‌های آغازین دهه 1370 با دغدغه سرعت بخشی و روا‌ن‌سازی روند توسعه فناوری در کشور، فعالیت‌های مطالعاتی متمرکزی را در زمینه سیاست‌گذاری و مدیریت فناوری آغاز کرد. او در سال 1378 معاونت پژوهش و توسعه مرکز همکاری‌های فناوری ریاست جمهوری را ایجاد نمود و از آن زمان تاکنون عهده‌دار این مسوولیت بوده است. علاوه بر آن، از سال 1386 تاکنون در شورای همفکری ستاد نیز عضویت دارد. آنچه که در این مصاحبه مطرح شده است، مروری تاریخی بر فرآیند تدوین سند راهبرد آینده (سند راهبردی ده ساله اول توسعه فناوری نانو) به همراه تفکرات حاکم بر مجموعه ستاد در آن زمان است. علاوه بر این، تلاش برای ایجاد و حفظ سرمایه اجتماعی با سیاست شفافیت در عملکرد، ثبات قدم در سیاست‌ها، پایداری در کارها و وعده‌ها از جمله مهم‌ترین نکاتی است که در این گفتگو به آن پرداخته شده است.
ده سال پیش که نخستین سند راهبردی توسعه نانو در کشور تدوین شد، ادبیات سندنویسی چندان رایج نبود. در مرکز همکاری‌ها و ستاد توسعه فناوری نانو، چگونه به نوشتن سند فکر کردید؟ فرایند کار چگونه بود؟ کارگروه‌های پشتیبان، ایده‌های اصلی و سیاست‌هایی که منجر به تدوین سند شدند، چگونه شکل گرفتند؟
در واقع با سندنویسی، دو منظور حاصل می‌شد: اول، برنامه‌های ستاد را منسجم می‌کرد و دوم، ما را از لحاظ نهادی و حقوقی تقویت می‌کرد، چون با تصویب برنامه‌ها در نهاد بالادستی، برنامه‌های ستاد مشروعیت قابل قبولی پیدا می‌کرد. آن زمان جز برنامه‌های پنج‌ساله‌ی توسعه‌ی کشور، اسناد بالادستی دیگری نداشتیم، اسناد موجود هم فقط تعدادی مصوبه و ابلاغیه بودند، مثل سیاست‌های کلان که کلی بود و به جزئیات نمی‌پرداخت. دکتر سلطانی (1) واژه‌ی «سند ملی» را ابداع کرد و این موضوع زمینه‌ساز کسب تجربه در مجموعه‌های دیگر و تهیه‌ی اسناد ملی شد؛ مثلاً نقشه‌ی علمی کشور، دومین تجربه در زمینه‌ی سندنویسی است.
 
آیا سند زیست‌فناوری هم پیش از سند نانو نوشته شده بود؟
سندی به نام سند «ایران سبز» وجود داشت، اما هنوز تصویب نشده بود. در واقع، سند زیست‌فناوری به‌تازگی در شورای انقلاب فرهنگی تصویب شد (البته این سند در هیئت دولت به تصویب رسیده بود). تنها سندی که توانست مصوبه‌ی شورای انقلاب فرهنگی و دولت را بگیرد، همین سند نانو بود.
 
پیش از نوشتن این سند، تجربه‌ی یک‌ساله‌ای برای تدوین برنامه‌ی کلان نانو در وزارت علوم وجود داشت.
سیاست کلی در دفتر همکاری‌ها (مرکز همکاری‌های فناوری و نوآوری) این بود که در هر وزارت‌خانه‌ای برنامه‌ای انجام شود. آقای سلطانی این کار را پی‌گیری می‌کرد. وزارت علوم، شورای عتف (شورای علوم، تحقیقات و فناوری) را تأسیس کرده بود و می‌خواست کاری فرا‌وزارت‌خانه‌ای انجام دهد. در وزارت علوم این کار را به آقای رفیعی‌تبار سپرده شد. ما سعی می‌کردیم هر وزارت‌خانه‌ را ترغیب کنیم که برای خودش سندی بنویسد؛ چیزی که سرانجام برای کشور ماندگار شد. پیش‌تر اسنادی مانند استراتژی توسعه‌ی نیشکر، استراتژی توسعه‌ی پتروشیمی، استراتژی توسعه‌ی صنعتی وغیره نوشته شده بودند. برای مثال، استراتژی توسعه‌ی پتروشیمی، هجده جلد کتاب قطور با قطع بزرگ بود که معلوم است استراتژی نمی‌تواند این‌قدر مفصل باشد و این را نمی‌توان در مجلس تصویب کرد. قانون باید اقصر و جامع باشد.
 
سند اول به نحوی به درگیر کردن چند وزارت‌خانه می‌پرداخت.
وقتی مقوله‌ای به دو یا چند وزارت‌خانه مربوط شود، این مسئله مطرح است که چگونه باید عمل کنیم. این مشکل در حوزه‌ی نانو هم مطرح است.
باور اول این بود که ستاد وارد کارهای اجرایی نشود و فقط خط‌مشی تعیین کند، با این روش، بدنه‌ی اجرایی کشور درگیر کار می‌شد. ما هنوز به مکانیزمی دست نیافته‌ایم که بتوانیم با آن، وزارت‌خانه‌ها را به همکاری ترغیب کنیم. برای حل این مشکل، از طریق سیستم تخصیص اعتبار جلو رفتیم، ولی این مکانیزم هم جوابگو نبود. برخی از وزارت‌خانه‌ها نتوانستند این اعتبار را هزینه کنند و در نهایت، آن را به خزانه بازگرداندند و برخی دیگر مانند وزارت علوم مستقیم آن اعتبار را به دانشگاه‌ها دادند و دانشگاه‌ها هم آن را در حسابشان نگاه داشتند که پس از یکی، دو سال بتوانند مجوز هزینه کردن آن اعتبار را در سایر مصارف دانشگاه به دست آورند. ما می‌خواستیم پولی در اختیار دانشگاه‌ها قرار دهیم تا برای پژوهش و آموزش فناوری نانو مصرف شود، ولی این روش مؤثر نبود. فناوری نانو جلو رفت، ولی نه با روش تخصیص اعتبار به وزارت‌خانه‌ها. ما باید حتماً در سند دوم نانو فکر دیگری کنیم.
 
آیا در ابتدا سهم هر وزارت‌خانه مشخص بود؟
تخصیص بودجه طبق برنامه صورت می‌گرفت و بر اساس سهم وزارت‌خانه‌ها نبود، بلکه بر اساس برنامه‌ای بود که باید اجرا می‌کردند. البته برای سازمانی که وظیفه‌ی مشخصی دارد و می‌خواهد کار جدیدی انجام دهد، تنها تخصیص بودجه کافی نیست. در واقع، ما نیمی از مشکلات راه را در نظر نگرفته بودیم. دستگاه‌های دولتی («دستگاه» به این معنی که فقط بر اساس چارچوبی تنظیم‌شده‌ کار می‌کند و اگر کار دیگری از آن بخواهیم، حتی با وجود تخصیص بودجه، آن کار را انجام نمی‌دهد) مانند هواپیماهایی هستند که با دادن بنزین بیشتر، از آن‌ها بخواهیم زمین را هم شخم بزنند! ما به این نتیجه رسیدیم که فقط بودجه کافی نیست، قانون و مجری هم لازم است؛ هر سه مرحله را باید با هم داشته باشیم.
 
در ابتدای کار، برنامه‌ی موقت یک‌ساله همراه با کارگروه‌ها شروع شد و سپس فرایند نوشتن سند شکل گرفت؛ این‌ها با هم ارتباط داشتند؟
پیش از تشکیل ستاد هم روی تدوین سند کار می‌کردیم، ولی پس از تشکیل ستاد، باید مرتب به جلسات هفتگی ستاد (جلسات اصلی که در آن‌ها نمایندگان وزارت‌خانه‌ها شرکت داشتند) محتوای سیاستی می‌رساندیم، بنابراین خودمان جلسات روزانه داشتیم و سیاست‌هایی آماده می‌کردیم تا در جلسه تصویب شود. به موازات آن فرصتی برای تدوین سند ده‌ساله پیدا شد. در عمل، همان کارگروه‌های چهارگانه، 52 بند سند ده‌ساله را آماده کردند. در حوزه‌ی نانو می‌توان بخش‌های مختلف را جداگانه، اما با هماهنگی توسعه داد. همگام‌سازی و تنظیم عملکرد بخش‌های مختلف را شورای مشورتی ستاد انجام می‌داد.
 
زمان نگارش سند هم همین طرز فکر را داشتید؟
ما مثل کسی بودیم که با خودرو در تاریکی می‌راند. چراغ خودرو ما مثلاً فقط صد متر جلوتر را روشن می‌کرد، در واقع، از پیچ و خم‌ها خبر نداشتیم و همین طور جلو می‌آمدیم، هرچند مقصد را می‌دانستیم. می‌دانستیم باید جزو پنج کشور نخست دنیا باشیم (در سند اول، مقصد پانزده کشور اول دنیا بود) و برای این کار باید با کشورهایی مثل ژاپن و آلمان رقابت می‌کردیم. این رقابت با وجود مسائل زیرساختی و رکودی که در بعضی از حوزه‌ها وجود داشت، بسیار مشکل‌تر می‌شد. با این حال، من معتقد بودم نانو باید به‌تنهایی جلو برود و باید بتوانیم از نانو به اندازه‌ی پنجمین کشور جهان، اقتصاد تولید کنیم.
 
هنگام تدوین سند اول، کمتر تصور می‌شد فناوری نانو تا این اندازه به بخش‌های صنعتی مانند پزشکی وارد شود.
بله. تصور ما این بود که در ابتدا در بخش‌های ساده‌ی نانو وارد صنعت شویم، ولی در عمل، برعکس شد. شاید در زمینه‌ی نانو مواد و نانو کامپوزیت‌ها نتوانستیم به اهداف مطلوب برسیم، ولی در عرصه‌ی دارویی درخشش زیادی داشتیم.
 
در سند، ردپایی از این سیاست‌گذاری‌ها نبود. آیا درخت نانو آن زمان مطرح شده بود؟
بله. اولین سند سازمان ایزو که به تصویب رسید، همین درخت نانو بود.
 
پس این ایده هم بود که ما با چه درخت نانویی سروکار داریم، هرچند اولویت‌ها در سند مطرح نشده بود.
اولویت‌های ما چهار حوزه هستند، نه چهار صنعت یا فناوری: حوزه‌های ساختمان، محیط زیست، سلامت و انرژی. در هر یک از این حوزه‌ها، صنعت‌هایی متعدد و برای هر صنعت، فناوری‌های متعدد وجود دارد. در تدوین سند، حوزه‌های کلی در نظر گرفته شده است. سه حوزه از این چهار حوزه ـ غیر از حوزه‌ی ساختمان ـ در مقالات علمی با ضریب تاثیرهای (2) بالا و محققانی با ارجاع‌های بالا در اولویت قرار گرفتند. حوزه‌ی ساختمان بنا به شرایط محیطی و جغرافیایی کشورمان برای ما اهمیت زیادی دارد. منظور از حوزه‌ی ساختمان این‌هاست: بناها، انواع تاسیسات، انواع دکل و سیم و کابل و جاده و راه‌آهن و هر چیزی است که زیرساخت محسوب شود. اگر نتوانیم این زیرساخت‌ها را با هزینه‌ی کم حفظ کنیم، تمام درآمدهای کشور صرف دوباره‌سازی و نگه‌داری آن‌ها خواهد شد. فکر می‌کنم بقیه‌ی کشورها هم به حوزه‌ی ساختمان اهمیت بیشتری می‌دهند.
 
حوزه‌های چهارگانه بر اساس مقتضیات داخلی خودمان انتخاب شده بودند یا بر اساس برخی معیارهای جهانی؟
هر دو عامل دخیل بود. در انتخاب این حوزه‌ها سلیقه‌ای کار نکردیم. عواملی مانند امکان‌پذیر بودن، داشتن بازارهای بزرگ و درجه‌ی اهمیت‌شان برای ما، بعضی از حوزه‌ها را پررنگ‌تر کرد.
 
غیر از شما، چه کسانی در تدوین سند مشارکت می‌کردند و چه مکانیزمی برای ایجاد مشارکت وجود داشت؟
افراد زیادی مشارکت کردند. هر روز جلسه بود و روی مسائل فکر می‌شد. کار بسیار فشرده بود. فکر می‌کنم حوزه‌های با اهمیت در سند تکمیلی دوم را من پیشنهاد کردم. اولویت‌های سند نقشه‌ی جامع علمی کشور هم زیر نظر من تنظیم شد.
 
آن موقع فکر می‌کردید موفق شده باشید تمام کسانی که حرف و ایده‌ای دارند، برای هم‌فکری جمع کنید؟
نه، مسلماً این‌طور نبود و دلیلی هم نداشت که این‌گونه باشد.
 
الان اگر کسی ـ مثلاً یک دانش‌آموخته از خارج کشورـ حرف یا ایده‌ای در زمینه‌ی نانو داشته باشد، می‌تواند مطرح کند؟
بله، اگر در زمینه‌ی مسائل علمی باشد. ولی در زمینه‌ی سیاست‌گذاری، ما بیست و چند سال است که کار می‌کنیم، در حالی که عمدتا ایده‌های کسانی که در این حوزه کار نکرده‌اند، خام‌ است. اگر کسی مراجعه کرده، در نهایت، مخاطب خودش را هم پیدا کرده است.
 
سیاست‌هایی مثل سهم‌ ندادن به دستگاه‌ها، تولید ثروت و اولویت‌بندی حوزه‌های چهارگانه، به‌عنوان پشتوانه‌ی سند اول مطرح بود. آیا سیاست‌های دیگری وجود داشت؟
بله، چون مخاطبِ ستاد، اجتماع بود. بحث سرمایه‌های اجتماعی خیلی مهم به نظر می‌رسید، به همین دلیل، ترویج جزو یکی از سیاست‌های مهم ستاد نانو قرار گرفت؛ اینکه مردم را به نانو علاقه‌مند کرده و نسبت به ستاد نانو و دستاوردهایش اعتمادسازی کنیم. در این راستا، آیین‌نامه‌های ستاد را در سایت نانو قرار دادیم. در ستاد نانو تبعیض نداریم، همچنین کارها و گفته‌های ما ثبات و پایداری دارد . مگر اینکه اعلام کنیم که مثلاً در دو، سه سال آینده، فلان موضوع این‌گونه تغییر خواهد کرد. همه‌ی این‌ها به‌خاطر حفظ سرمایه‌های اجتماعی است، وگرنه می‌توانستیم آیین‌نامه‌ها را هر روز اصلاح کنیم که این کار باعث بی‌اعتمادی مردم می‌شد. ثبات‌ قدم که در سیاست ستاد نانو وجود داشت، باعث شد اعتماد به وجود بیاید. به همین دلیل، نانو نسبت به IT و بیوتکنولوژی موفق‌تر بود، در صورتی که آن‌ها سابقه‌ی بیشتری در کشور دارند و سرمایه‌ی بیشتری هم برایشان صرف شده است.
 
آن موقع در باره علت شکست سرمایه‌های اجتماعی خیلی تحلیل می‌شد؛ برای اینکه در حوزه نانو چنین اتفاقی رخ ندهد چه‌کاری انجام شد؟
ستاد در مورد شفاف عمل کردن و پایدار بودن پافشاری کرد.
 
در تدوین سند، فناوری نانو را یک فناوری تحولی می‌دانستید یا یک فناوری توانمندساز؟
در حقیقت نانو نسبت به مثلاً IT دست‌نیافتنی‌تر بود، به همین دلیل، بر سر آن زیاد کشمکش وجود نداشت؛ کسی چیزی نمی‌دانست و مدعی هم نبود. ولی به ما فرصتی برای ارائه‌ی الگو و ایجاد روحیه داد. کشور قبلاً بارها در حوزه‌های مشابه زمین خورده بود، ولی الحمدلله پیشروی‌های ستاد نانو باعث شد که امیدی دوباره به وجود بیاید. حوزه‌های دیگر، مانند گیاهان دارویی، به اقتصاد دسترسی بهتری دارند و برای ورود به اقتصاد بین‌المللی آماده‌تر هستند، ولی هیچ چیز در حوزه نانو آماده نبود. با این حال، خدا را شکر جامعه و جوان‌ها اعتماد کردند و دستاوردهایش بیش از حد انتظار شد.
 
درباره سیاست‌ها و فعالیت‌های ستاد ویژگی های دیگری هم به ذهنتان می‌رسد؟
ما در ستاد، تسلیم باج‌خواهی و حمله نشدیم؛ عده‌ای با روش باج‌خواهی علیه ستاد فعالیت می‌کردند، ولی وقتی دیدند که در مقابلشان شیوه‌ی خود را تغییر نمی‌دهیم، ساکت شدند. مورد دیگر اینکه ما بانک اطلاعاتی درست کردیم. بانک اطلاعات حوزه‌ی نانو غنی‌ترین بانک اطلاعاتی کشور است.
 
ایده‌ی مقابله با باج‌خواهی از ابتدا در تدوین سند نقش داشت؟
نه. این‌ مسائل بعدها و در زمان خودش پیش آمد. یکی دیگر از فعالیت‌های ما در زمینه‌ی سرمایه‌های اجتماعی، ارتباط وسیع با نهادهای مختلف بود، یعنی ما یک شبکه‌ی اجتماعی ساخته بودیم. 
سایر ستادها در پناه معاونت علمی هستند، ولی ستاد نانو این‌گونه نیست علاوه بر اینکه تعامل مثبتی با معاونت دارد، سعی می‌کند روی پای خودش بایستد. ما خود در مجلس و سازمان مدیریت از خود دفاع می‌کنیم و بودجه‌ی لازم را می‌گیریم. ستاد نانو اختیارات کافی داشت، تصمیم‌گیر بود و لازم نبود تصمیم‌هایش را جای دیگر مصوب کند؛ تصمیم‌های مهم ده سال پیش اتخاذ شده بود.
 
بنابراین اهمیت سند در اینجا معلوم شد.
بله. مثلاً اجازه داریم خودمان جایزه بدهیم که این را شورای انقلاب فرهنگی اجازه داد. البته مشکلاتی هم داریم که رقبای ما در کشورهای دیگر ندارند.
 
در واقع، این سند اولین سند موفق کشور بود که نوشته شد.
بله، چون ستاد پی‌گیری می‌کرد و به نتیجه رسید. بدون پی‌گیری ستاد، نمی‌توانست پیش برود.
 
به عنوان آخرین سوال بپرسیم که به نظر شما، سند اول پس از ده سال به آن اندازه که می‌خواستید، عملیاتی شده است؟
این کشور به‌شدت نیازمند راهنما یا اصول راهنما است. در هر زمانی علت پیشرفت نکردن در هر زمینه‌ای را می‌توان به همین نبود اصول راهنما نسبت داد. برای مثال، اگر بگویند که هدف از آموزش دوره‌ی متوسطه چیست، خواهیم دید که هیچ اتفاق نظری وجود ندارد، مگر وقتی که سندی تدوین شود و به برخی از اختلاف‌ جهت‌ها پایان دهد. تفاوت جمهوری اسلامی با دیگر کشورها این است که ما رهبری داریم که سیاست‌های کلان و اسناد بالادستی را برای جهت دادن به نظام ارائه می‌کند و اختلاف‌نظرها را از بین می‌برد. در واقع، نظام، جاده‌ی اصلی را با تعیین اسناد بالادستی پیدا می‌کند؛ این سندها سیاست هستند.
هدف، استراتژی و سیاست هر کدام تعریفی دارند: هدف، خواسته‌ای است که قرار است محقق شود؛ سیاست، خواسته‌ای است که باید در طی رسیدن به هدف رعایت شود؛ استراتژی، مسیری است که ما را به هدف می‌رساند. 
بنابراین ما بر سر این موضوع بحثی نداریم که این سند، سیاست است یا استراتژی یا هدف؟ مهم این است که ما سند بالادستی داریم.
 
از وقتی که گذاشتید سپاسگزاریم.
 
پی‌نوشت‌ها:
1.علی محمد سلطانی؛ مدیر دبیرخانه ستاد نانو
2. Impact factor

پاسخ به نظــر بازگشت به حالت عادی ثبت نظر

نـــام
ایمیل
نظر شما
کد امنیتی (حروف بزرگ)