الگوی پیشرفت فناوری نانو | مقالات |
: ۱۳۹۶/۰۲/۱۷ : ۴۳۳
تعداد رای : ۴

عوامل موفقیت ساز پیشبرد فناوری نانو در کشور

پیش از تشکیل ستاد نانو، دفتر همکاری‌های فناوری ریاست جمهوری در تلاش بود تا وزارتخانه‌ها و دستگاه‌‎های متعددی را به برنامه‎ریزی در زمینه فناوری نانو ترغیب کند. تا زمان تشکیل ستاد ویژه فناوری نانو در شهریور 1382، برخی وزارتخانه‎ها برنامه‎های ویژه خود را در زمینه فناوری نانو آماده کرده و کمیته‎هایی نیز متناظر با حوزه تخصصی خودشان برای توسعه فناوری نانو تشکیل داده بودند. در این میان، وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، از فعالترین وزارتخانه‎هایی بود که در زمینه فناوری نانو با ستاد همکاری داشتند. در همین راستا، آقای دکتر حسین ملک‎افضلی، معاون پژوهشی وزارتخانه به نمایندگی از وزارت بهداشت در جلسات «شورای هماهنگی ستاد» شرکت میکردند. شورای هماهنگی محملی بود که در آن همه دستگاه‎های ذیربط در حوزه نانو برنامه‎های خود را با یکدیگر هماهنگ کنند. سابقه و تجربه آقای دکتر ملک‎افضلی در امر سیاستگذاری کلان، نقش مهمی در پیشبرد برنامه‎های ستاد نانو در آغاز فعالیت آن داشته است. به همین علت شایسته بود که بخشی از این تاریخ در مصاحبه‎ای با ایشان مرور شود. در این مصاحبه تلاش کرده‎ایم بیش از آن که صرفا نگاهی تاریخی به موضوع نانو داشته باشیم، به پشت صحنه تصمیمات، سیاست‎ها و رخدادهای این حوزه در کشور در سال‎های آغازین دهه 80 بپردازیم.

  • پیش از نگارش سند راهبرد آینده1، برای آن که مشخص شود که می‌خواهیم در حوزه نانو چه کاری انجام بدهیم، نزدیک به دو سال فعالیت جدی در کشور راجع به نانوتکنولوژی انجام شد. پیش از آن که ستاد نانو در سال 1382 تشکیل شود و سند راهبرد آینده تدوین شود، نماینده‌های مختلفی از ارگان‌های مختلف دولتی درگیر موضوع بودند. زمانی هم که آقای دکتر منصوری معاون پژوهشی وزارت علوم بودند فرآیند یک سال‌های در وزارت علوم دنبال شد. جنابعالی از وزارت بهداشت در جلسات ستاد نانو حضور فعالی داشتید و نظرات ارزشمندی ارائه می‌کردید. حالا سوال این است که اصلا کار چه طور شروع شد؟ شما چطور وارد این حوزه شدید؟ آیا قبلا با فناوری نانو آشنایی داشتید؟ وضعیت وزارتخانه چطور بود؟ چه شد که این مساله در وزارت بهداشت مطرح شد؟

بنده سال 1382، معاون پژوهش و فناوری وزارت بهداشت بودم. زمینه مورد علاقه شخصی‏‌ام، حوزه‌ی بهداشت و مسایل اجتماعی سلامت بود. علم پزشکی به سه حوزه تقسیم می‌شود؛ حوزه اول، علوم پایه است که دانش نانو در این حوزه قرار می‌گیرد، قسمت دیگر، کلینیک (بیمارستان، درمانگاه وغیره) است، یک قسمت هم مسایل اجتماعی است. افرادی که رویکردهای اجتماعی دارند و در حوزه بهداشت کار میکنند به نوعی با کل جامعه سر و کار دارند. با توجه به زمینه‌ی مورد علاقه‌ام یعنی بهداشت، به پژوهش هم از دید بهداشت نگاه می‌کردم و دوست داشتم اقداماتی انجام دهم که عموم مردم از نتایج پژوهش برخوردار شوند و آن پژوهش بیشترین تأثیر را در کل جامعه داشته باشد. ممکن است در سایه تحقیقات به یک روش درمانی دست بیابید که با آن روش تعدادی از بیماران درمان می‌شوند. ولی اگر یک مداخله بهداشتی بکنیم، مثلاً فرض کنید آب آشامیدنی سالم یا خمیردندان حاوی فلوراید یا نمک یددار در اختیار مردم قرار دهید، نسبت به آن روش درمانی، طیف وسیعتری از مردم را تحت پوشش قرار می‌دهد. غالباً هم این خدمات، اقدامات پیشگیرانه است یعنی پیش از بیماری انجام می‌گیرد و این رویکرد برای من خیلی جذاب است. با توجه به جایگاهی که در وزارتخانه داشتم یعنی معاونت پژوهشی وزارت بهداشت، طبیعی بود به دنبال چنین پژوهش‌هایی باشم. از آن طرف چون مسوول بودم، نمی‌توانستم تک بعدی فکر کنم، باید همه ابعاد را می‌سنجیدم. 

آن زمان، آقای مهندس سجادی رئیس دفتر همکاریهای فناوری ریاست جمهوری2 بودند. روزی ایشان با من تماس گرفتند و درخواست جلسه کردند. در این جلسه، آقای مهندس میرزایی3 و مهندس سجادی در مورد فناوری نانو توضیحاتی دادند و گفتند چنین فناوری‌ای در دنیا وجود دارد و می‌تواند در حوزه پزشکی تحولات اساسی ایجاد کند. در جلسه مطرح شد که فناوری نانو به عنوان دانش پیشرو در دنیا به عنوان یک اولویت ملی انتخاب شده است و برای پیشبرد آن قرار است ستاد نانو تشکیل شود. 


  • به نظرتان چه عواملی باعث پیشبرد و موفقیت نانو در فضای آن موقع کشور بود؟

آن موقع آقای دکتر عارف معاون اول رییس‌جمهور بودند. ایشان شخصاً و به طور خاص به توسعه علم و فناوری علاقه‌مند بودند و با آقای سجادی هم ارتباط خیلی خوبی داشتند. این موضوع منجر به ایجاد یک نوع تعهد سیاسی در کشور شده بود و این نکته، نکته بسیار مهمی است که در یک کشور، به ویژه کشور در حال توسعه، اگر بالاترین مقامات دولتی به مساله‌ای علاقه داشته باشند، آن مساله خیلی راحتتر پیش میرود. بنابراین اولین عاملی که باید به آن اشاره کرد، آن است که «تعهد سیاسی» نسبت به توسعه علم و دانش و فناوری در کشور وجود داشت. شخص آقای دکتر عارف این تعهد سیاسی را داشتند و به همین خاطر طبیعی بود که افرادی را هم که انتخاب میکردند، از افراد بسیار دانا و کارآمد بودند. به نظرم، بعد از تعهد سیاسی، عامل بعدی «رهبری» است. اینکه انسان فقط تعهد داشته باشد کافی نیست باید افرادی را انتخاب بکند که بتوانند رهبری و هدایتگری خوبی داشته باشند. آقای مهندس سجادی یکی از مدیران موفق کشور هستند و بودند. ایشان منش مدیریتی بسیار دلنشین و شخصیت جاذبی داشتند و افرادی که با ایشان همکاری می‌کردند جذب رفتارشان می‌شدند و نکته سنجی‌های کلام و کردارشان افراد را تحت تاثیر قرار می‌داد. عامل سوم، «کارشناسان» است. مهندس سجادی، از کارشناسان متواضع و آگاه دعوت به کار کرده بودند. یکی دیگر از قابلیت‌های ایشان این بود که تمام نظرات و افکار را می‌شنیدند و آنها را تجزیه و تحلیل و جمع‌بندی میکردند و در جلسه بعد ارایه می‌دادند. همه احساس می‌کردند به شکل قابل قبولی خواسته‌هایشان دیده و مورد بررسی قرار می‌گیرد و از آن طرف، اشکالات هر کدام از نظرات در فضای نقد سالم، ارزیابی و مطالب بسط داده می‌شود و این در پیشرفت کار بسیار موثر بود. به هر حال فضا، فضای بسیار خوبی بود و بر بالادستی‌ها تعهد سیاسی حاکم بود، رهبری کار خوب بود و کارشناسان هم خبره بودند. ستاد نانو با حضور نمایندگانی از وزارتخانه‌های مرتبط با موضوع تشکیل شده بود و مهندس سجادی تلاش می‌کردند هیچ نوع اختلافی بین اعضا ایجاد نشود. ایشان حتی تلاش می‌کردند مقاومت‌های وزارت علوم با فعالیت‌های دفتر همکاریها در زمینه نانو را متعادل کنند. بالاخره وزارت بهداشت به نوعی رقیب وزارت علوم بود و از آن طرف وزارت نفت، وزارت دفاع و وزارت جهاد کشاورزی همه به نوعی کاربر فناوری نانو بودند. ایشان این جمع را خیلی خوب اداره کردند. 

از آن طرف، وجود افراد باتجربه با رویکردهای مختلف در جلسات ستاد نانو یعنی «تنوع دیدگاهها» عاملی دیگر برای پیشبرد موضوع بود. افرادی که دور هم جمع شدند، افرادی با رویکردهای مختلف و تجربیات فراوان بودند؛ افرادی مثل آقای اشرف سمنانی (معاون وزیر صنایع و معادن) و آقای دکتر قره‌یاضی (معاون وزیر کشاورزی).

یکی دیگر از ویژگیهای افراد حاضر در آن جلسات، آن بود که با «برنامه‌ریزی استراتژیک» آشنا بودند، یعنی می‌دانستند مراحل تدوین برنامه‌های استراتژیک چیست. به همین دلیل مجموعه آن عواملی که آنجا بود، توانست به این برنامه جهتی بدهد که در یک چارچوب مشخص و معینی نوشته شود. 

«اعتبار» هم عامل مهمی بود که با آن پرژوه‌های کلانی تعریف شد. یعنی مقدمات کار خوب بود و برنامه‌های استراتژیک خوبی طراحی شد و در حد ممکن به خوبی اجرا شد. چون گاهی سیاستگذاران، برنامه‌های خوبی می‌نویسند اما این برنامه‌ها روی کاغذ می‌ماند. برنامه‌های تدوین شده در ستاد نانو روی کاغذ نماند، چه در حوزه تشویق و ترویج و حمایت از دانشگاهها و مدارس و روزنامه‌ها و چه در ابعاد دیگر. البته قسمت اعظم پیشرفت هم در همین حوزه‌ها بود یعنی حوزه ارایه مقاله و ترویج. در حوزه تولید و... شاید هنوز هم گره‌هایی وجود دارد. بالاخره مردم باید حضور این فناوری را در زندگی روزمره لمس کنند و هم اینکه باید برای مملکت ارزآوری داشته باشد و بتوان محصولات را صادر کرد تا روی اقتصاد کشور تأثیر بگذارد.


  • آقای دکتر سرکار را شما به ستاد معرفی کردید؟

بله. آقای سجادی با من مشورت کردند که فرد دیگری - غیر از شما که در سطح سیاستگذاری هستید - از وزارت می‌خواهیم که بیشتر بتواند برای کار وقت بگذارد و همکاری بکند. بنده، آن موقع آقای دکتر سرکار را معرفی کردم، چون ایشان فیزیک پزشکی خوانده بودند و علاقه‌مند و پرانگیزه بودند. آقای دکتر سرکار آن موقع، می‌خواستند در بیمارستان امام خمینی «مرکز تحقیقات فناوری در پزشکی» را راه بیاندازند و برای این کار به دفتر من می‌آمدند. من هم دیدم چون ایشان بسیار علاقمند به بحث تکنولوژی است و زمینه پیگیری علاقه‌شان در ستاد فراهم است، ایشان را معرفی کردم.


  • شما در صحبت‌هایتان ترویج نانو را یکی از موفقیت‌های ستاد در این سالها معرفی کردید، این موضوع و به طور کلی بحث اجتماعی کردن موضوع نانو با چه هدفی در ستاد دنبال می‌شد؟

یکی از بحث‌هایی که بنده در ارتباط با زمینه کاری خودم مطرح کردم، بحث اجتماعی کردن فناوری نانو بود. باید در جامعه تقاضا برای فناوری نانو باشد. درست است که فناوری نانو یک علم است و باید در مراکز خاصی پیگیری بشود، اما باید مردم را از تأثیراتی که این فناوری می‌تواند روی سلامت و کیفیت زندگی بگذارد، آگاه کرد تا خود مردم متقاضی توسعه‌ی این فناوری شوند. برای همین نگاه اجتماعی خودم را به این شکل در نانوتکنولوژی عملیاتی کردم که باید آن را در مدارس معرفی کرد تا دانش‌آموزان آن را بشناسند و به آن علاقمند شوند. همچنین باید آن را در تلویزیون معرفی کرد و روزنامه‌ها در مورد آن مقاله بنویسند تا مردم این فناوری بشناسند، از تاثیراتش آگاه شوند و برایشان مبهم نباشد که چرا سرمایه ملی را صرف این فناوری می‌کنیم. بدانند این فناوری برایشان مفید است. مثل فناوری اتمی نشود که گاهی بحث می‌شود و مردم می‌گویند اصلاً این فناوری به چه دردی می‌خورد و چرا باید برای آن پول صرف کرد. اگر مردم آگاه و توجیه شدند، خودشان از سیاست توسعه آن فناوری دفاع می‌کنند.


  • ظاهرا آن موقع دو سیاست در تقابل با هم بودند، سیاست اول آن بود که ما ابتدا یک جزیره کیفیت و متمرکز روی بخش‌های علمی ایجاد کنیم تا مساله به صورت کیفی رشد پیدا بکند، چرا که اعتقاد داشتند آن موقع، زمان مناسبی برای ظهور این مساله در جامعه نیست. سیاست دیگر هم بر این اساس بود که ما حتی دانش‌آموزان را هم با این موضوع آشنا کنیم. مبناها و دلایل این دو مدل سیاستگذاری به ویژه در مورد نانو چه بود؟ و چه شد که آخر سر این سیاست انتخاب شد؟

این سیاست‌ها در تقابل با هم نبودند. من آن وقت به مساله این طور که شما الان موشکافی می‌کنید و آنها را در مقابل هم قرار میدهید، نگاه نمی‌کردم. ما هیچ کدام با یکدیگر مخالفت نمی‌کردیم یعنی آن قدر استدلال هر دو طرف قوی بود که در مقابل هم نمی‌توانست قرار بگیرد. یک عده‌ای که متخصصان علوم پایه بودند و عقیده داشتند این مسایل، مسایل فنی هستند و باید در موردشان فقط با اهل فن گفتگو کرد، باید در مورد آن، در آزمایشگاهها و... کار بکنیم تا آن که رشد کند و بالنده شود و بعد از حصول نتیجه، باید در مورد آن در جامعه و صنعت صحبت کرد. عده‌ی دیگر، می‌گفتند این دو مورد با هم مغایرت ندارند. می‌توان در آزمایشگاه کارهای تخصصی کرد و از آن طرف، گروه دیگری زمینه را فراهم کنند و به مردم آگاهی دهند که چنین فناوری در دنیا پیشرفت کرده و خواص و ویژگی‌های آن را بیان کنند که اگر قرار شد، مردم روزی از محصولات آن استفاده کنند با آن آشنایی داشته باشند و حمایت کنند. وقتی بنده چنین سیاستی را مطرح کردم، کسی مخالفت و جبهه‌گیری نمیکرد. البته بعضی از افراد، در این زمینه تجربه و آمادگی ذهنی نداشتند، و بعضی‌ها داشتند. معمولاً کسانی که کارشان فقط محدود به دانشگاه است، از نوع اول هستند. کسانی که سابقه کار در ساختارهای دولتی و ملی یا خصوصی را دارند، بیشتر دیدگاه دوم را می‌پسندند. مثلا وقتی کسی فقط معلم فیزیک باشد و غیر از آزمایشگاه و دانشجو تجربه دیگری نداشته باشد، طبیعی است که منحصرا علمی فکر کند. اما افرادی که سابقه کار اجرایی دارند و در مجامع بین‌المللی شرکت کرده‌اند، می‌دانند باید پیش‌زمینه‌های ورود دانش به صحنه اجتماع و تولید را فراهم کرد. این دو سیاست در مقابل هم نبودند و به طور موازی با هم پیش می‌رفتند. البته به نظر من، شکل درست قضیه هم همین است که هیچ کدام نباید منتظر دیگری بماند. چون این فرصت‌ها، فرصت‌هایی است که معلوم نیست همیشه فراهم شود. وقتی فرصتی به دست می‌آید، باید از همه جهات از آن استفاده کنیم. در کشورهای پیشرفته هم همین طور عمل می‌شود. آزمایشگاه کار خودش را انجام می‌دهد، بازرگانان و جامعه شناسان و... هم کار خود را انجام می‌دهند و رهبران هم هر دو را هدایت می‌کنند.


  • پیشرفت و توسعه فناوری نانو در کشور در آن سالها چگونه ارزیابی می‌شد؟

برای ارزیابی پیشرفت، شاخص تعیین کردیم، یعنی برنامه‌ها را به شاخص تبدیل کردیم. سه شاخص تعیین شد؛ شاخص اول، تولیدات علمی است یعنی مقاله، کتاب و... که ظاهرا خیلی موفق بوده است، شاخص بعدی این که چقدر در زندگی مردم حضور دارد و شاخص سوم این که چقدر نانو توانسته در درآمد تولید ملی موثر باشد.


  • در طی سالهای 82 تا 84، ما برای اولین بار، تصویب سند سیاستگذاری ملی در حوزه فناوری و علوم را تجربه کردیم. یعنی سند نانو اولین سندی بود که در هیات دولت تصویب شد، البته قبل از آن، سند بیوتکنولوژی هم بود اما در هیات دولت تصویب نشده بود. ولی به هر حال سندی به نام سند راهبرد توسعه‌ی ده ساله نانو (سند راهبرد آینده) اولین تجربه بود، فضای کشور در آن زمان نسبت به تدوین این اسناد چگونه بود؟ چه شد که کشور به سمت نوشتن این سند پیش رفت؟ البته قبل از سند نانو، حتی پیش از انقلاب هم، تجربه نوشتن برنامه‌های 5 ساله و برنامه‌های بلند مدت را داشتیم. آیا مدل خاصی از برنامه‌نویسی و سیاستگذاری تجربه شد یا مورد متفاوتی نبود؟

به نظر من، سند و روند تدوین آن، مدل خاص و عجیبی نبود. کسی را که مسوول این کار کردند، فرد مدبر و توانایی بوده است. نکته دیگر آن است که موضوع کار موضوعی بوده که همه می‌توانستند در آن درگیر شوند. شاید می‌شد این روند را در حوزه بیوتکنولوژی هم به پیش برد اما بیوتکنولوژی به اندازه نانو فراگیر نبود. یعنی افراد متفاوتی می‌آمدند و دور میز می‌نشستند و همه احساس می‌کردند به نوعی از این سفره سهم دارند. مثلا افرادی از حوزه بهداشت، دفاع، صنایع و کشاورزی درگیر موضوع می‌شدند. این خاصیت، ویژگی علم نانو بود. ممکن است در بیوتکنولوژی فقط پزشکان درگیر شوند یا افرادی از حوزه بیولوژی. هرچند که آن جا هم این خاصیت بین رشته‌ای محسوس است اما در نانوتکنولوژی، این ویژگی بسیار بارز بود و تنوع کاربرد عامل بسیار موثری بود. به هر حال آقای دکتر عارف هم چند بار گفتند که نتوانسته‌اند این روند را در بیوتکنولوژی دنبال کنند. 

در نانو ممکن است شناسایی ذینفعان راحت باشد ولی شناسایی آنها در بیوتکنولوژی دشوار است. چون یکی از وظایف رهبر یک گروه، شناسایی ذینفعان است. در جلسات نانو، هم فردی مثل دکتر سرکار و هم فردی در سطح معاونت از وزارت دفاع حضور داشت. پزشکی هم که درگیر درمان سرطان بود مساله نانوتکنولوژی برایش اهمیت داشت؛ در واقع همه به نوعی احساس می‌کردند که این امر، یک امر مشترکی است.


  • ما در بسیاری از موارد، مدیران خیلی خوبی داریم که صاحب ایده و اندیشه‌اند و کار را به خوبی انجام میدهند. اما آیا  همین فرآیند مدیریت و به ویژه سیاستگذاری علم و فناوری در دنیای مدرن به دانش آکادمیک تبدیل شده است؟ ظاهرا پس از انقلاب در داخل کشور، با مرور زمان با آزمون و خطاهای مختلف این اتفاق افتاده و دانشی شکل گرفته است. آیا میتوان سالی را که سند نانو در حال نگارش بوده را زمانی دانست که به تدریج این امر متبلور شده باشد که در حوزه سیاستگذاری علم و فناوری هم باید علمی فکر کرد و روشمند عمل کرد؟

به نظر بنده خیر. چیزی در حال شکل‌گیری نبوده است، یعنی عزم و اراده‌ای که بخواهد فرآیندی را به طور نظام‌مند پیاده کند، نبوده است. این مورد به طور تصادفی جواب داده است. یعنی برنامه‌ای هدفمند از بالا نبود که به طور منظم و مرتب مهره‌ها را بچیند و جلو ببرد. بنده این گونه احساس نکردم ولی به هر حال ابر و باد و مه خورشید و فلک جمع شدند تا این اتفاق افتاد. ما الان باید مهندسی معکوس بکنیم، یعنی همان طور که شما الان سوال می‌کنید و دنبال پاسخید باید برگردیم و تجربیات موفق را بیابیم و بررسی کنیم چه عواملی باعث موفقیت آنها شده است. از آنها درس بگیریم و با توجه به شرایط فرهنگی و اقتصادی و اجتماعی‌مان سیاستها را استخراج کنیم.


  • در شرایط فعلی که ده سال از تدوین سند گذشته، تجربه‌های متعددی از کارهای مشابه میبینیم. ظاهرا تجربه تشکیل ستاد نانو و کاری که انجام داد، به طور نسبی و با تمام انتقاداتی که به آن وارد است تجربه موفقی بود. آیا تجربه موفق مشابهی در حوزه‌های مختلف یا در حوزه‌ی بین رشته‌ای دیگری هم وجود دارد؟

متأسفانه خیلی اطلاعات دقیقی از همه جا ندارم. از سال 86 به بعد خیلی در مجموعه (دولت) نبودم. تجربه موفق خودمان در حوزه بهداشت بود که در سالهای اول بعد از انقلاب یعنی از سال 64 شروع شد. ما توانستیم شبکه‌های بهداشتی را در کشور سر و سامان دهیم. امروزه، این اقدامات ما به عنوان تجربه موفقی در دنیا مطرح است. در نانو تکنولوژی معلوم نیست بتوانیم هم سطح کشورهای طراز بالا پیش برویم. البته ممکن است در زمینه‌های از قبیل ارایه مقالات علمی وضعیت خوبی داشته باشیم، ولی در حوزه‌های دیگر وضعیت مشخص نیست. ولی در حوزه بهداشت قطعاً از کشورهای موفق در دنیا بوده‌ایم و یا ادغام دو وزارتخانه در وزارت بهداشت و آموزش پزشکی هم یکی از تجاربی است که در کشور اتفاق افتاد و با آن که انتقاداتی به آن وارد است ولی امتیازات زیادی داشت. این دو رویداد در وزارت بهداشت رخ داد. حتما در کشاورزی هم اقداماتی هست که من خبر ندارم.


  • فرمودید یکی از دلایل موفقیت نانو، این بود که همه احساس می‌کردند نانو به آنها تعلق دارد. آیا عوامل دیگری هم وجود دارد که بتواند این همکاری را بوجود آورد؟ این که افراد از دستگاههای مختلف بتوانند در کنار هم بتوانند کار کنند؟ در تجربه شما از حضور در ستاد نانو نکته‌ی دیگری هم به ذهنتان میرسد؟

افرادی که دور میز نشسته بودند، خیلی با هم تنش نداشتند و همه با هم هماهنگ بودند به جز نماینده وزارت علوم که به نوعی میخواست نشان بدهد این موضوع، مربوط به آنها و حق آنهاست و گاهی رفتارهای تندی داشت. البته موفق هم نشد چرا که خود آقای دکتر منصوری نمی‌آمدند و کس دیگری را می‌فرستادند و او هم گاهی می‌آمد و گاهی نمی‌آمد و مدام هم همان سخنان را تکرار می‌کرد. کار به جایی رسیده بود که حتی دوستان وزرات علوم هم دیگر به او توجهی نمی‌کردند. علت این هماهنگی، شخص مهندس سجادی بود که تجربه و صبر و حوصله‌ی زیادی داشتند و مجموعه را هدایت میکردند و به خوبی توانستند کار را به پیش ببرند. حمایت دکتر عارف از مجموعه هم تاثیر زیادی داشت. دکتر عارف هم شخصیت دانشگاهی بودند و هم معاون اول رئیس‌جمهور بودند. افرادی هم که انتخاب شده بودند، همه افرادی بودند که تجربه زیادی داشتند، یعنی افراد جوان و تازه کاری نبودند که فقط روی تخصص خودشان تمرکز کنند. همه با تجربه و جا افتاده بودند.


  • به عبارت دیگر نوعی حکمت در آنها وجود داشت؟

بله، انسانهای جا افتاده و حکیمی بودند و چون تجربه بالایی داشتند، می‌توانستند همدیگر را حتی اگر نظراتشان مخالف هم بود، تحمل کنند. موضوع نانو هم موضوعی بود که همه مشارکت می‌کردند. این عوامل باعث شد همکاری‌ها حفظ شود و فعالیتها به ثمر برسد. در کنار همه این عوامل، بودجه هم بود، خود این عامل، خیلی مهم است؛ مثلاً بنده به عنوان معاون تحقیقات فناوری، چند پروژه گرفتم، بودجه دریافت کردم و توانستم دانشگاهها را (برای فعالیت در زمینه فناوری نانو) تغذیه کنم؛ یعنی فعالیت در آن مجموعه، برایم منفعت داشت. در واقع برای همه منفعتی داشت. حتی بودجه با مشارکت همه تقسیم می‌شد. یعنی همه در تصمیم‌سازیها و تصمیم‌گیریها و توزیع منابع مشارکت داشتند و این مشارکت باعث می‌شد افراد دلگرم باشند و آن جا حضور داشته باشند. پس هم تجربه‌ی افراد موثر بود و هم تصمیم‌گیریهایی که بر مبنای مشارکت بود، همانطور که گفتم، رهبری مهندس سجادی و تعهد سیاسی که از بالا در این قضیه بود، از عواملی بود که باعث موفقیت شد.


  • شما در وزارت بهداشت با چه مسایلی روبرو بودید؟ یعنی از این طرف شما در گیر برنامه‌ریزی و تدوین سند بودید و از آن طرف هم در داخل وزارت بهداشت و دانشکده‌های پزشکی، احتمالاً موافقان و مخالفانی نسبت به فعالیت‌های ستاد و سند آن و سیاستهای ستاد داشتید. چه کسانی مخالف بودند؟ مبنای استدلال و مخالفتشان چه بود؟

معمولا دانشگاه‌های ما خیلی خودشان را درگیر مسایل سیاسی و اجرایی نمی‌کنند. اساتید عموما افرادی هستند که بیشتر روی کار خودشان متمرکزند و وارد مسایل مدیریتی و سیاستگذاری نمی‌شوند. کسانی که زمینه کاریشان، فعالیت‌های تحقیقاتی بود، خوشحال شدند که ما از ستاد نانو برایشان بودجه آوردیم و آنها را جمع کردیم و گروه تشکیل دادیم. وقتی گروه (اعضای ستاد)، پروژه‌ها را تعریف و دنبال کرد، کسی مقاومت نکرد. به ویژه که سعی کردیم به پروژهها تنوع هم بدهیم، هم پروژه‌های مربوط به کلینیک تعریف می‌کردیم هم علوم پایه. شاید کسانی در حوزه دارو اعتقاد داشتند این حق آنهاست که بروند در جلسات شرکت کنند، چرا معاونت تحقیقات و فناوری رفته است؟ یعنی نگاه کاربردی به نانو داشتند که بالاخره آخرش نانو باید به سمت کاربردهای حوزه نانو هدایت شود. بنده با این قضیه کنار آمدم و بعد آنها از حوزه دارو نماینده‌ای را به ستاد نانو فرستادند.


  • سال 84 اعضای ستاد خدمت مقام معظم رهبری رسیدند و ایشان هم از ستاد نانو حمایت کردند. بعد از آن چون تجارب ارزشمندی به دست آمده بود و ستاد به موفقیت‌هایی رسیده بود فضا به گونه‌ای تغییر کرد که به تقلید از ستاد نانو، چند ستاد جدید راه افتاد تا مثل نانو در این حوزه‌ها هم موفقیت‌هایی حاصل شود. به همین دلیل الان احساس نیاز می‌شود تا تجارب اعضای ستاد نانو مستند شود و مشخص شود آن موقع، افراد چه کار کردند؟ مثلاً در حوزه استانداردسازی چه کارهایی صورت گرفته است؟ کارگروه استانداردسازی ستاد نانو تاکنون چند استاندارد در سطح بین‌المللی تصویب کرده است که کشورهای دیگر هم آن را  قبول دارند. از طرفی سایر کارگروهها مثل کارگروه ترویج در پیادهسازی سیاستهای ستاد در ترویج و فرهنگسازی بسیار موفق بوده است و...

در کار ملی تعهد سیاسی از همه چیز مهمتر است، پس از آن باید رهبری باشد و بعد از آن باید برنامه باشد و در آخر هم عمل. این ها چیزهایی است که در همه جای دنیا الفبای کارِ درست است.

در کار ملی تعهد سیاسی از همه چیز مهم‌تر است، پس از آن باید رهبری باشد و بعد از آن باید برنامه باشد و در آخر هم عمل. این ها چیزهایی است که در همه جای دنیا الفبای کارِ درست است.

اگر شما بهترین افراد را بر کاری بگمارید ولی آن حمایت سیاسی نباشد، در نهایت افراد، کار را رها کرده و می‌روند چون خسته می‌شوند. اگر حمایت باشد ولی انتقال خوب انجام نشود، فایده ندارد. هم باید حمایت سیاسی باشد و هم کسی که برنامه را خوب اجرا کند. برنامه، هم باید برنامه‌ی خوبی باشد. کارشناس و متخصصان فن، باید این برنامه را بنویسند، اقدامات منظم و مرتب، پایش، ارزشیابی و... این‌ها از مواردی است در یک برنامه خوب باید باشد. افراد باید پایدار باشند. اینکه هر روز یکی را برداریم و یک نفر جدید سر کار بگذاریم کار درستی نیست. یکی از رموز موفقیت ستاد نانو آن بود که چند سال، مدیریت تغییر نکرد. پایدار بودن مدیریت، مساله مهمی است. یعنی تا الان نانو دو تا مدیر داشته است. آقای سجادی و آقای سرکار. بقیه اعضا هم همان افراد هستند و خیلی تغییر نکرده‌اند.


پی‌نوشت‌ها:

1. سند راهبردی ده ساله اول توسعه فناوری نانو در ایران (1393-1384)

2. نام فعلی دفتر به مرکز همکاریهای فناوری و نوآوری ریاست جمهوری تغییر یافته است.

3. معاون پژوهش مرکز همکاریهای فناوری و نوآوری ریاست جمهوری

پاسخ به نظــر بازگشت به حالت عادی ثبت نظر

نـــام
ایمیل
نظر شما
کد امنیتی (حروف بزرگ)