: ۱۳۹۵/۱۰/۰۶ : ۶۹۴
تعداد رای : ۲

توجه به تولید ثروت؛ سرلوحه کار تدوین سند راهبرد آینده

بیش از یک دهه از آغاز فرایند سیاستگذاری و برنامه ریزی کشور در عرصه علم و فناوری نانو میگذرد؛ در طول این مدت مدلها و روشهای مختلفی برای پیشرفت در این حوزه طراحی و پیادهسازی شده که نتایج موفق آنها در سطح ملی و بینالمللی بروز و ظهور یافته است. از سوی دیگر در دیداری که مقام معظم رهبری در نمایشگاه «دستاوردهای پیشرفت جمهوری اسلامی ایران در فناوری نانو» در تاریخ 11/11/1393 داشتند، معظم له بر تبعیتکردن و معیار قراردادن الگوی پیشرفت کشور در فناوری نانو در همه کارها تاکید نمودند؛ لذا مستندسازی و ثبت تجربیات پیشرفت این فناوری اهمیتی دوچندان پیدا کرده است. در همین راستا، بنا داریم سلسله مباحثی با هدف تبیین الگوها و روشهای پیشرفت فناوری نانو در کشور را در این بخش از ماهنامه منتشر نماییم. این مباحث، برگرفته از خروجیهای برنامه «سیاستنگاری پیشرفت فناورینانو» است که اجرای آن در کارگروه سیاستگذاری و ارزیابی ستاد نانو پیگیری میشود. خوانندگان محترم میتوانند نظرات انتقادی و پیشنهادی خود را برای بهبود و غنیسازی هرچه بیشتر این بخش به نشانی الکترونیکی policy@nano.ir ارسال نمایند.

مقدمه

تفکراتی که سازنده تصمیمات و سیاست‌ها هستند به اندازه خود آن اقدامات، اگر نگوییم بیش از آن‌ها، در خور مطالعه هستند. تشکیل ستاد ویژه توسعه فناوری نانو و تدوین سند راهبرد آینده (راهبرد ایران برای توسعه فناوری نانو در سال‌های1384 تا 1393) تجربیاتی شایان تامل هستند که علاوه ‌بر حوزه فناوری نانو، بر توسعه عمومی فناوری در کشورمان اثرگذار بوده‌اند.

از زمانی که آقای دکتر سعید سرکار، به عنوان دبیر ستاد ویژه توسعه فناوری نانو منصوب شدند مصاحبه‌های بسیاری درباره ستاد و وضعیت نانو در کشور با ایشان صورت گرفته است. آن چه در این مصاحبه‌ها مورد سوال قرار گرفته است، عمدتا وضعیت کنونی ستاد و یا برنامه‌های جاری آن بوده است و فعالیت‌های گذشته‌ی آن مورد تعمق جدی قرار نگرفته است. لذا یکی از فعالیت‌های اصلی در دوره جدید فعالیت ستاد، مستندسازی تجربیات سیاستی در ده ساله‌ی اول است که بر این اساس، سلسله مصاحبه‌هایی با مدیران و دست‌اندرکاران اجرای برنامه‌ها آغاز شده است.

یکی از موضوعات اولیه در انجام این مصاحبه‌ها، داستان تشکیل ستاد و تدوین سند راهبرد آینده بود که برای روایت آن به سراغ چندین نفر از مدیران و سیاست‌گذاران مرتبط با این موضوعات رفتیم. هدف از این مصاحبه، ثبت روایت تشکیل ستاد و سند راهبرد آینده با تمرکز بر ریشه‌ها و دلایل تصمیمات و سیاست‌های اتخاذ شده از دیدگاه دکتر سرکار بوده است.

 

آقای دکتر برای آغاز بحث از این جا شروع کنیم که چگونه با بحث فناوری نانو آشنا شدید و وارد آن شدید؟

ستاد نانو از وزارت بهداشت تقاضا کرده بود این وزارتخانه به عنوان یکی از متولیان اصلی در برنامه‌های حوزه نانو مشارکت کند. همچنین ستاد درخواست کرد آقای مهندس سجادی1  با آقای دکتر ملک افضلی یعنی معاون پژوهشی وقت وزارت‌خانه، جلسه‌ای در این خصوص داشته باشند. چون بحث، بحث فنی تخصصی بود، دکتر ملک افضلی با من تماس گرفتند و پرسیدند که آیا بنده با فناوری نانو آشنایی دارم یا نه. زمانی که انگلیس بودم یعنی حدود سال 90 میلادی. برادرم در امریکا تحصیل می‌کرد. طی مکاتباتی که با هم داشتیم با بحث نانو آشنا شده بودم. با آقای دکتر ملک افضلی جلسه‌ای گذاشتم و توضیح دادم فناوری نانو چیست و چه تأثیراتی در بهداشت دارد. ایشان هیجان زده شدند و موضوع جلسه با آقای سجادی را گفتند و از من خواستند در این جلسه شرکت کنم. جلسه با حضور دکتر سلطانی (آن موقع هنوز دکتر نشده بودند)، مهندس میرزایی، آقای سجادی، دکتر ملک‌افضلی و بنده برگزار شد. آقای سجادی همان جا اعلام کردند که در بین وزارتخانه‌هایی که با آقای سجادی جلسه داشته‌اند، وزارت بهداشت، اولین وزارتخانه‌ است که تا حدودی با فناوری نانو آشنا است. ستاد در آن جلسه از دکتر ملک‌افضلی خواست وزارت بهداشت، نماینده‌ی تام‌الاختیار معرفی کند تا ستاد و وزارت بهداشت با هم در ارتباط باشند. آقای دکتر ملک‌افضلی طی حکمی بنده را به عنوان نماینده تام‌الاختیار وزارت بهداشت معرفی کردند.

 

آقای دکتر ملک افضلی هم در فرمایشات خودشان گفته‌اند که من با آقای دکتر سرکار در مرکز تحقیقات فناوری پزشکی آشنا شدم و احساس کردم ایشان می‌تواند درگیر مساله جدید بشوند. یعنی آقای دکتر شما را می‌شناختند و این انتخاب اتفاقی نبوده است. درست است؟

البته. ایشان تا حدی بنده را می‌شناختند که با من تماس گرفتند. در یک مقطع زمانی تفکر یکی از رؤسای دانشگاه علوم پزشکی این بود که جای مهندسی پزشکی و برنامه‌های این چنینی در وزارت علوم است. می‌خواستند مرکز تحقیقات را تعطیل کنند. اسنادی از دانشگاه جان هاپکینز ارایه کردیم‌ چون جان هاپکینز قبله حوزه پزشکی جهان است‌ و با سند نشان دادیم دپارتمان مهندسی پزشکی آن‌ها بزرگ‌تر از دپارتمان پزشکی‌شان است، یعنی بخش‌های مختلف آن، تعداد اعضای هیئت علمی و متخصصان در آن جا بیشتر از بخش پزشکی است. حتی متخصصان مهندسی پزشکی موقع عمل بیمار، به اطاق عمل می‌روند و جراحی‌ها را مشاهده می‌کنند تا مشکلات حین عمل را‌شناسایی کنند. در واقع، در این قسمت، ایده، ابزار و تجهیزات جدیدی به جامعه پزشکی معرفی می‌شود. اسناد را توضیح دادیم و آن‌ها قانع شدند. البته در یک مقطع زمانی دیگر، اختلاف ما با دانشگاه بالا گرفت و دانشگاه مصمم شد نیمی از فضای مرکز ما را بگیرد. دانشگاه تصمیم داشت در آن قسمت، مرکز تحقیقات اعتیاد تأسیس کند. میگفتند فضای شما خیلی بزرگ است. ما هم مقاومت می‌کردیم تا آن جا که پای آقای دکتر ملک افضلی به عنوان معاون پژوهشی وزارتخانه برای حل اختلاف به ماجرا کشیده شد. دانشگاه در آن جلسه اعلام کرد اگر نصف فضایمان را به آن‌ها ندهیم بودجه مرکز را قطع خواهد کرد. آقای دکتر ملک افضلی به بنده گفتند این مجموعه متعلق به شماست، اگر دانشگاه به شما پول ندهد من خودم تا 4 سال از طرف وزارتخانه حمایتتان می‌کنم، اما بعد از 4 سال باید روی پای خودتان بایستید و دیگر احتیاجی به بودجه دانشگاه نداشته باشید. ایشان آمدند و فعالیت‌های ما و توانمندی‌های مرکز را دیدند و احساس کردند که گمشده‌شان یعنی فناوری را در این جا می‌توانند پیدا کنند. چون ما در مرکز، روی حوزه فناوری متمرکز شده بودیم و کار پژوهشی با هدف نگارش مقاله انجام نمی‌دادیم. بلکه بحث ما، بحث طراحی، ساخت و توسعه فناوری بود. دکتر ملک افضلی گفتند شما بال فناوری وزارت بهداشت هستید، یعنی اصل معاونت پژوهشی هستید. به همین خاطر وقتی بحث فناوری نانو مطرح شد، طبیعی بود که اول از همه با من تماس گرفتند.

 

با مجموعه ستاد توسعه فناوری نانو چه طور آشنا شدید؟

آن زمان، کمیته‌ی نانو در وزارت علوم ایجاد شده بود که آقای دکتر رفیعی‌تبار (الآن از استادان دانشگاه شهید بهشتی هستند، آن موقع در IPM بودند)، آقای دکتر شاهوردی از وزارت صنایع و آقای دکتر سلطانی2 عضو کمیته بودند و من هم به آن جمع اضافه شدم. من با آقای مهندس میرزایی آشنا بودم و آقای مهندس سجادی را هم می‌شناختم. در مرکز تحقیقاتی که در حوزه تجهیزات پزشکی داریم با اعضای مجموعه دفتر همکاری‌ها آشنا شده بودیم. همان وقت از من دعوت شد با این مجموعه همکاری کنم (آن موقع هنوز ستاد شکل نگرفته بود). قبل از ورود بنده، اعضای کمیته طی جلساتی که با هم داشتند به آن جا رسیده بودند که برنامه‌ای برای توسعه فناوری نانو بنویسند و بیشتر هم ذهنشان روی آموزش و پژوهش متمرکز بود و نمی‌خواستند فراتر از آن بروند. خاطرم هست آن جا با نگاه منتقدانه صحبت کردم و فضای جلسه به سمت بحث و جدل پیش رفت. بعد با آقای دکتر سلطانی بیشتر صحبت کردیم. هر دو به این نتیجه رسیدیم که طرز فکر ما واگراست یعنی با بقیه افراد حاضر در جلسه کمیته متفاوت است. آن‌ها فقط روی آموزش و پژوهش متمرکزند. ما دید وسیع‌تری داشتیم و بحث‌های جدی‌تری را دنبال می‌کردیم.

 

ستاد توسعه نانو همان زمان شکل گرفت؟ شما چطور عضو این ستاد شدید؟

بله. بعد از آن جلسات، حضور من پررنگ و پررنگ‌تر شد تا آنکه بعد از آن بحث ستاد پیش آمد. ستاد با شش وزیر تشکیل شد3. رییس ستاد، آقای دکتر عارف معاون اول رییس‌جمهور و آقای مهندس سجادی هم دبیر این ستاد بود. از همان اول قرار شد ستادی شکل بگیرد که خیلی فراگیر و گسترده عمل کند. قرار بود 5 نفر عضو حقیقی هم در این ستاد حضور داشته باشد. اعضا موظف شدند تا رزومه‌هایشان را بنویسند تا آقای دکتر عارف، اعضای حقیقی مجموعه را انتخاب کند. به عنوان یکی از اعضای حقیقی، حکمی برایم صادر شد. بنابراین به صورت رسمی وارد ستاد نانو شدم.

 

چه زمانی شورای هماهنگی در ستاد نانو تشکیل شد؟ هدف از تشکیل این شورا چه بود؟

ذیل آن ستاد قرار شد شورای هماهنگی ایجاد شود. هدف از تشکیل شورای هماهنگی آن بود که همه دستگاه‌ها در مجموعه باهم برنامه‌هایشان را هماهنگ کنند. اعضای حقوقی شورای هماهنگی، معاونین پژوهشی وزارتخانه‌ها بودند. مثلاً آقای دکتر ملک افضلی از وزارت بهداشت، آقای دکتر آهون منش از وزارت جهاد کشاورزی، آقای دکتر مهدی‌نژاد از وزارت دفاع و آقای دکتر منصوری از وزارت علوم عضو شورای هماهنگی بودند. اعضای حقیقی ستاد بنده، آقای دکتر شاهوردی، آقای دکتر شریعتی‌نیاسر، آقای وکیلی (آن زمان رییس پژوهشگاه نفت بودند) و نفر پنجم هم دکتر بیت‌اللهی بودند. بعد از مدتی آقای دکتر منصوری به دلیل اختلافاتی که بین وزارت علوم و ستاد پیش آمد در جلسات شرکت نکردند. وزارت علوم مخالف بود که این مأموریت به خارج از وزارت علوم واگذار شود. آن‌ها اعتقاد داشتند چون نانو هنوز در ابتدای راه است باید بر بحث آموزش و پژوهش متمرکز شود. به نظر آنها، اگر فناوری نانو به جای دیگری واگذار می‌شد به بیراهه می‌رفت و دیگر به جایی نمی‌رسید چون خاستگاه آموزش و پژوهش را فقط وزارت علوم می‌دانستند. پاییز 82، این بحث مطرح شد. حتی در جلساتی که به چالش کشیده شد، معاون وزیر علوم، آقای دکتر منصوری هم حضور داشتند. ولی دکتر عارف خیلی محکم ایستادند، چون آقای خاتمی اصرار داشتند باید ستادی فَرای وزارتخانه تشکیل شود و ماموریتش، ایجاد حرکت همه جانبه در تمام ابعاد باشد.

 

رموز موفقیت مجموعه چه بود؟

همیشه تأکید کردم اگر بخواهیم کاری موفق شود، سه عامل مهم است؛ اول آنکه چه کار باید بکنیم؟ یعنی سیاست‌گذاری، چگونه این کار را انجام دهیم؟ یعنی برنامه‌ها و آیین‌نامه‌ها؛ و آخر آنکه چه کسی این کار را اجرا بکند؟ یعنی مجری توانمند برای انجام کار. مجری باید بتواند به خوبی آن برنامه‌ها را اجرا کند. از این سه عامل هر کدام سر جایش نباشد، تمام برنامه به هم می‌ریزد.

حتی اگر سیاست، بهترین سیاست موجود باشد، برنامه‌ها و آیین‌نامه‌ها بهترین برنامه‌ها و آیین‌نامه‌ها باشد ولی اگر در اجرا، مجری توانمندی نباشد و کار را در فرآیند فرسایشی بیاندازد، کل سیستم صدمه می‌بیند. ما در ستاد نانو مراقب بودیم که این سه عامل به خوبی پیاده شود. و یکی از عوامل موفقیت این بوده که این سه عامل در کنار هم دیده شد. این طور نبود سیاست‌گذاری انجام دهد، یکی دیگر آن را تبدیل به برنامه بکند، یکی دیگر اجرا نکند یا بالعکس. یکی دیگر از رموز موفقیت مجموعه آن بود که همان ابتدا اعلام شد دستگاه‌ها برای ایجاد حرکت ملی بسیج شده‌اند. هیچ کس نماینده‌ی بخش خود و یا وزارتخانه خود نیست. در آنجا اعلام شد و همه توافق کردند کسی دنبال سهم‌خواهی نباشد. افراد به عنوان معاونین دستگاه نیایند در جستجوی سهم برای وزارتخانه‌ی خودشان نباشند یعنی در فکر اختصاص بودجه برای وزارتخانه‌ی خود نباشند. به قول معروف همه هم‌فکر و هم‌صدا بودند. یعنی نماینده‌ی وزارت دفاع خود را فقط نماینده‌ی وزارت دفاع نمی‌دانست. آقای دکتر ملک افضلی فقط نماینده‌ی وزارت بهداشت نبود. همه در جلسه شرکت کردند که یک تفکر ملی را پیاده بکنند تا حرکت ملی شکل بگیرد. مثلا الان مجلس ما، مجلسی با تفکر ملی نیست؛ به خاطر همین، در برنامه‌ریزی برای کشور ضربه می‌خوریم، چون اغلب نماینده‌ها خود را نماینده‌ی تمام ملت ایران نمی‌دانند، و فقط خود را نماینده شهر خودشان می‌دانند. به همین دلیل تلاش می‌کنند منافع شهرشان را حفظ کنند. به همین دلیل برنامه‌ها به صورت همسو و ملی پیش نمی‌رود. اگر کار ملی بخواهد انجام شود، نگاه فرد طوری است که منافع کار را برای شهر و استان خودش می‌بیند و می‌سنجد. اگر شهر و استانش از این کار منتفع شدند، به صورت جدی مشارکت می‌کند و اگر نداشته باشد حتی مخالفت می‌کند. فرض بکنیم قرار است حرکتی ایجاد شود که به شهری صدمه وارد شود ولی این حرکت منافع ملی اَش 100 است و ضررش به آن شهر 10 است، نماینده‌ی آن شهر و یا آن استان با آن طرح مخالفت می‌کند. چون نگاه‌ها ملی نیست. یا از وزارتخانه‌ها برای منافع بخشی، گرایش و یا از حوزه انتخابی خودش، سهم خواهی می‌کند. و این تفکر در بعضی از افراد وجود ندارد که اگر حرکتی انجام شد که امروز به ضرر من یا گروه من است، ولی این حرکت در سطح ملی تأثیرات شگرفی خوهد گذاشت، باعث شود آن جا کوتاه بیایم و سینه چاک نکنم، مخالفت نکنم، هیاهو نکنم و جار و جنجال راه نیاندازم. بنابراین نگاهی که در سند ده ساله اول برای ستاد نانو طراحی شد، نگاهی ملی بود.

 

نظر مقام معظم رهبری راجع به ستاد نانو و اهداف چه بود؟

نگاه سندی که تدوین شد، به سمت سیاستگذاری، برنامه‌ریزی و حمایت از نانو بود. وقتی آقای سجادی این برنامه را خدمت مقام معظم رهبری ارایه کردند، ایشان چون از کشور شناخت داشتند فرمودند که ستاد نانو باید قدم‌هایی فراتر از سند بردارد. اشاره کردند که فکر نکنید اگر سیاستگذاری و برنامه‌ریزی کنید و مأموریت دستگاه‌ها را مشخص کنید، همه ملزم به اجرا خواهند بود. ذکر کردند هر جا دیدید دستگاه‌های ذی‌ربط برنامه را انجام ندادند، خودتان دست به کار شوند و نگران نباشید. تأکید مقام معظم رهبری بر این باور بود که هیچ ترسی از ورود به اجرا نداشته باشید. گاهی چاره‌ای جز این نخواهید داشت. حرف آقا کاملا درست بود و در خیلی موارد به ما کمک زیادی کرد؛ یعنی اگر در بسیاری از زمینه‌ها خود ستاد نانو وارد برنامه‌ریزی و حتی اجرا نمی‌شد، شاید پنجاه درصد فعالیت‌هایی که امروز در حال اجراست، اصلاً انجام نمی‌شد.

 

خیلی عجیب بود که آقای خاتمی (رییس‌جمهور وقت) آن زمان روی فناوری نانو و زیست‌فناوری متمرکز شدند چون مقوله فناوری برای سیاستگذاران شناخته شده نبود. این ایده از کجا آمد؟

در آن زمان، تازه کشور وارد مقوله پژوهش شده بود. یعنی کشور در آن زمان در این سطح بود، اصلا فناوری جایگاهی نداشت. تازه دانشگاهی‌ها وارد بحث تحقیقات شده بودند، تحصیلات تکمیلی شکل گرفته بود و ایده‌آل تمام دانشگاهی‌ها این بود که مقاله بدهند. به همین دلیل، کارگاه‌های روش تحقیق می گذاشتند، کارگاه مقاله‌نویسی می‌گذاشتند حتی برای دانشجویان دو واحد درس روش تحقیق گذاشتند و مواردی از این دست. فضای کشور، اصلا فضای فناوری نبود. زمانی که ما مرکز تحقیقات را راه انداختیم و تأکید کردیم که می‌خواهیم وارد طراحی و ساخت شویم، هدفمان توسعه فناوری است، به ما اعتراض کردند که این کارها چیست که شما انجام می‌دهید؟ شما باید بروید پژوهش بکنید، مقاله بدهید. همیشه مرکز را با معیار تعداد مقاله ارزیابی می‌کردند هر چند که کار ما قوی بود، ولی فناوری در کشور اصلا جایگاه‌ی نداشت.

آقای خاتمی به کوبا سفر کردند و در آن جا متوجه شده بودند که آقای فیدل کاسترو، بیوتکنولوژی را شخص خودشان مدیریت می‌کنند. هر موقع هم خودشان نمی‌رسیدند همسر کاسترو، توسعه بیوتکنولوژی را در کوبا مدیریت می‌کردند. آن زمان کوبا در بحث بیوتکنولوژی بسیار موفق عمل کرده بود و در دنیا خیلی شاخص شده بود. یعنی یک کشور کمونیستی که در همه زمینه‌ها عقب بود، در بیوتکنولوژی پیشرفت خوبی داشت و این در دنیا صدا کرده بود. مانند امروز که فناوری نانو ایران در دنیا شناخته شده است. یعنی شما خارج از مرزهای ایران که بروید با متخصصان اروپایی، آسیای دور، استرالیایی، آمریکای صحبت بکنید، آن‌ها اذعان خواهند کرد که ایران در فناوری نانو پیشرفت خوبی داشته است. برزیلی‌ها به این باور رسیده‌اند، آمریکایی‌ها به این باور رسیده‌اند، کره‌ای‌ها به این باور رسیده‌اند. موید حرف بنده این است که وقتی 10 کشور برتر دنیا در حوزه فناوری نانو را دعوت می‌کنند، ایران یکی از اعضای برتر دنیا در جلسات، سخنرانی‌ها و برنامه‌های این کشورها است. آقای خاتمی آن الگو در ذهنشان بود. به ایران آمدند و به سازمان مدیریت و وزارت علوم سفارش کردند که با هم‌فکری، چند حوزه دارای اولویت در عرصه فناوری را‌شناسایی کنید تا ما هم روی آن‌ها تمرکز کنیم. با همان الگوی کوبا، یعنی همه جانبه، فرا بخشی، فرا وزارتخانه‌ای و زیر نظر رییس‌جمهور. آن زمان پروژهای برای شناسایی اولویت‌ها تعریف شد، فکر می‌کنم مجری پروژه هم آقای دکتر مهدیان بودند و در مرکز تحقیقات با بنده هم مصاحبه کردند. می‌خواستند ببینند به نظر من اولویت کشور در آن مقطع زمانی چه بود. خاطرم هست بعد از انجام پروژه، ده‌ها اولویت ملی درآمد. البته ساز‌و‌کار تعیین اولویت‌ها به نظر من خطا داشت چون هر کسی از زاویه دید تخصصی خود به مساله نگاه می‌کرد. مثلا وقتی برای تعیین اولویت پیش من آمدند، طوری صحبت می‌کردم که ایشان را متقاعد کنم میخ دنیا را در حوزه مهندسی پزشکی کوبیده‌اند. اگر مملکت به مهندسی پزشکی توجه نکند به مشکل می‌خورد. فردا مردم در اطاق عمل خواهند مرد و به این ترتیب، مهندسی پزشکی با آن نگاه اولویت اول می‌شد. وقتی می‌رفتند پیش پلیمری‌ها، آن‌ها می‌گفتند دنیای جدیدی در پلیمر باز شده، پلیمر می‌شد یک اولویت. به همین ترتیب، کامپوزیت و بیوتکنولوژی در اولویت قرار می‌گرفتند. همان طور که می‌گویید ده‌ها اولویت جلوی آقای خاتمی گذاشتند. اولویت حداکثر می‌تواند سه، چهار موضوع باشد. وقتی بحث نانو به آقای خاتمی ارایه شد، ایشان گمشده‌شان را پیدا کردند. هزینه زیادی صرف کردند تا اولویت‌ها استخراج شود، ولی آقای خاتمی احساس کرد که ظرفیت و پتانسیل نانو برای ورود به اکثر حوزه‌ها، حجم وسیع کاربردهای اقتصادی و تأثیری که روی ابعاد مختلف صنایع وابسته خواهد گذاشت، اولویت مناسبی است. بیوتکنولوژی، دامنه تأثیر محدودتری داشت. مثلا قابلیت ورود در بخش کشاورزی، صنعت و سلامت را داشت اما در حوزه نساجی و خودرو کارآمد نبود. اما نمی‌توان هیچ حوزهای را یافت که فناوری نانو در آن تأثیرگذار نباشد. به همین دلیل خیلی فراگیرتر از بیوتکنولوژی بود و تأثیرات آن خیلی بیشتر بود. بعد از آنکه آقای خاتمی، به نانو اولویت اول را دادند، تأکید کردند که جریان مربوط به پیشرفت فناوری نانو، باید زیر نظر خودشان شکل بگیرد. حتی خاطرم هست در یکی از جلسات یکی از افراد گفتند اگر این موضوع در دفتر همکاری‌ها دنبال شود، خراب می‌شود. این روند نباید زیر نظر ریاست جمهوری باشد و باید در وزارت علوم پیگیری شود. ایشان هم گفتند که هزار تا کار را شماها خراب کردید اجازه بدهید یکی هم من خراب کنم. آقای خاتمی خودشان مساله را پیگیری می‌کردند حتی در چند جلسه، خودشان حضوری شرکت کردند. بعدها که با ایشان صحبت می‌کردم ایشان گفتند وقتی دولت را به آقای احمدی‌نژاد تحویل می‌دادم، از ایشان خواستم فناوری نانو را حمایت کنند که در نهاد ریاست جمهوری پیش برود. در آن زمان آقای خاتمی گفتند 40 میلیارد تومان برای نانو بگذارید و سازمان مدیریت 20 میلیارد تومان در نظر گرفت و البته در نهایت چهار یا پنج میلیارد تومان از بودجه را اختصاص دادند.

پاسخ به نظــر بازگشت به حالت عادی ثبت نظر

نـــام
ایمیل
نظر شما
کد امنیتی (حروف بزرگ) Captcha

TEST - ‏۱۳۹۵/۱۱/۰۵

test

پاسخ مسئول سایت :
تست